اظهارات جنجالی بنیانگذار تلگرام درباره اهدای گسترده اسپرم و «DNA متنباز»
اقدام عجیب مالک تلگرام؛ صدها فرزند با یک امضا
پاول دوروف، بنیانگذار میلیاردر تلگرام، با افشای داشتن بیش از صد فرزند بیولوژیکی و اعلام آمادگی برای پرداخت هزینه کامل لقاح مصنوعی برای زنان جوان، موجی از واکنشها و نگرانیهای اخلاقی را در جهان فناوری و فراتر از آن برانگیخته است.
دوروف که دارایی خالص او حدود ۱۷ میلیارد دلار برآورد میشود، مدعی است تمام فرزندانش—چه حاصل روابط شخصی و چه حاصل اهدای اسپرم—در آینده سهمی برابر از ثروتش خواهند داشت، مشروط بر آنکه بتوانند ارتباط ژنتیکی خود را اثبات کنند.
او در مصاحبه با پادکست لکس فریدمن گفته است که احتمالاً تا ۳۰ سال آینده، این فرزندان میتوانند ادعای رسمی نسبت به داراییهایش داشته باشند. همچنین در گفتوگو با مجله فرانسوی Le Point تأکید کرده: «بین فرزندانم تفاوتی قائل نمیشوم.»
به گزارش والاستریت ژورنال، اسپرم دوروف در سالهای اخیر بهشدت مورد توجه قرار گرفته و یک کلینیک باروری در مسکو حتی آن را با عنوان «سازگاری ژنتیکی بالا» تبلیغ کرده است. اگرچه دوروف مدتی است اهدای مستقیم را متوقف کرده، اما نمونههای ذخیرهشده همچنان—آن هم فقط برای زنان مجرد زیر ۳۷ سال—در دسترس است تا از چالشهای حقوقی احتمالی جلوگیری شود.
دوروف میگوید اهدای اسپرم را از سال ۱۳۹۰ و ابتدا برای کمک به یک دوست نابارور آغاز کرده، اما بهدلیل «کمبود جهانی اسپرم سالم»، این مسیر را ادامه داده و آن را یک «وظیفه مدنی» میداند. او حتی اعلام کرده قصد دارد در آینده، DNA خود را بهصورت منبعباز (Open Source) در اختیار فرزندانش بگذارد تا بتوانند یکدیگر را پیدا کنند.
مسئولیتگریز، غیراخلاقی و پرپیامد
تحلیل پیچینو:
فارغ از نیت اعلامی دوروف، این اقدام از منظر اخلاق اجتماعی و انسانی با اشکالات بنیادین روبهروست. فرزندآوری صرفاً یک فرایند زیستی یا پروژه فردی نیست، بلکه پیوندی عمیق میان نسب، هویت، مسئولیت تربیتی و ساختار خانواده ایجاد میکند.
اهدای گسترده اسپرم به زنان متعدد، آن هم خارج از چارچوب خانواده، به:
- اختلاط و ابهام در نسب
- تضعیف نقش پدر بهعنوان مسئول عاطفی و تربیتی
- و تقلیل انسان به منبع ژنتیکی
از منظر اخلاق عمومی، تمرکز بر تکثیر زیستی بدون تعهد رابطهای پایدار، خطر کالاییسازی تولیدمثل، نابرابری ژنتیکی و پیامدهای روانیـاجتماعی برای کودکانی با پدر غایب را به همراه دارد. چنین رویکردی، بیش از آنکه «مسئولیت مدنی» باشد، نمونهای از مسئولیتگریزی مدرن در لباس فناوری و ثروت است.






