شنبه 23 خرداد 1405

محبوب ترین های امروز

اندرو یانگ: فرصت میلیارددلاری بعدی استارتاپ‌ها: پایین آوردن هزینه زندگیNomNak – پیدا کردن رستوران از دل تجربه‌ی آدم‌های مورداعتماداسپیس‌ایکس از مرز ۲ تریلیون دلار گذشتدوردش چت‌بات «Ask DoorDash» را معرفی کرد؛ سفارش غذا و خرید با متن و عکس
FOLLOW            

تصمیم‌گیری در عصر ابهام؛ چرا مدیران هنوز نمی‌دانند AI از کجا پول درمی‌آورد

تصمیم‌گیری در عصر ابهام؛ چرا مدیران هنوز نمی‌دانند AI از کجا پول درمی‌آورد

با وجود رشد شدید سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، اغلب مدیران ارشد هنوز نمی‌دانند این فناوری دقیقاً چگونه قرار است به درآمد پایدار تبدیل شود؛ وضعیتی که شاید نه نشانه ضعف، بلکه ویژگی ذاتی نوآوری‌های انقلابی باشد.

بر اساس نظرسنجی جدید IBM از بیش از دو هزار مدیر ارشد، ۷۹ درصد آن‌ها معتقدند هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ نقش مهمی در درآمد شرکت‌شان خواهد داشت، اما تنها ۲۴ درصد می‌گویند به‌روشنی می‌دانند این درآمد دقیقاً از کجا ایجاد می‌شود. این شکاف میان «اطمینان» و «قطعیت»، به‌گفته تحلیل‌گران، نشانه سردرگمی نیست؛ بلکه بازتاب ماهیت فناوری‌هایی است که هنوز در حال شکل‌دادن به قواعد بازی‌اند.
در مراحل اولیه، نوآوری‌های بزرگ معمولاً با جایگزینی ساده آغاز می‌شوند: سریع‌تر، ارزان‌تر یا کارآمدتر انجام دادن همان کارهای قدیمی. اما ارزش واقعی آن‌ها زمانی آشکار می‌شود که سازمان‌ها ناچار می‌شوند فرایندها، محصولات و مدل‌های تصمیم‌گیری خود را از نو طراحی کنند؛ مرحله‌ای پرهزینه، پرریسک و همراه با افت موقت بهره‌وری.
تجربه تاریخی برق در اوایل قرن بیستم دقیقاً همین الگو را نشان می‌دهد. سال‌ها طول کشید تا کارخانه‌ها از روشنایی الکتریکی فراتر بروند و با بازطراحی کامل خطوط تولید، به مزیت واقعی برق دست یابند. تنها زمانی که ساختار کار، مهارت نیروی انسانی و منطق تولید تغییر کرد، برق به یک نوآوری واقعاً انقلابی تبدیل شد.
هوش مصنوعی نیز امروز در نقطه‌ای مشابه قرار دارد. خودکارسازی وظایف تکراری، اگرچه مفید است، اما اثر آن محدود می‌ماند. چالش اصلی، استفاده از AI برای بازتعریف محصول، قیمت‌گذاری، رابطه با مشتری و حتی مفهوم «کار» است؛ آن هم در شرایطی که ماشین‌ها قادر به تولید محتوا، تفسیر داده‌های نامنظم و تصمیم‌گیری نیمه‌خودمختار شده‌اند.
در چنین فضایی، مدیرانی که منتظر قطعیت کامل بمانند، با خطر عقب‌ماندن روبه‌رو هستند. تجربه نشان می‌دهد آن‌هایی که پیش از روشن‌شدن مسیر نهایی، وارد میدان آزمایش شدند—هرچند با شکست‌های متعدد—در نهایت برندگان بازار بودند. در مقابل، شرکت‌هایی که AI را فقط ابزاری برای کاهش هزینه دیدند، ممکن است در کوتاه‌مدت سودآور بمانند، اما در بلندمدت در نسخه‌های بهینه‌شده‌ای از مدل‌های در حال افول گرفتار خواهند شد.
جمع‌بندی:
در عصر هوش مصنوعی، ندانستن مسیر دقیق درآمد نه‌تنها ضعف نیست، بلکه بخشی از واقعیت نوآوری است. وقتی مقصد کاملاً روشن و بدیهی شود، معمولاً کسی دیگر زودتر به آن رسیده است.